نخست آنكه حادثه كربلا به خاطر بىنظير بودن آن بيش ازسايرحوادث موردتوجه سيره نويسان و مورخان واقع گرديد وبنابراين، اسناد بيشترى از آن در دسترس است كه مىتوان از لابلاىآن نكات تربيتى بيشترى كشف كرد; و ديگر آنكه در اين مقطع ازعمر شريف حضرت، فرزندان و اهلبيت او به طور مستقيم همراهشبودند و در نتيجه زمينه بروز نكات تربيتى بيشترى فراهم بودهاست; و شايد اين امر، يكى از اسرار پاى فشارى امام بر حضوراهلبيت در كربلا بوده است. از اين رو، شايسته است پژوهشگرانعرصه تربيت اسلامى فرصت را غنيمتشمرده، حادثه كربلا را باتوجهىعميقتر از منظر تربيتبنگرند ونكات تربيتى سودمندى را از آناستخراج كنند.
زمينه سازى تربيت
در مكتب اهلبيت(عليهم السلام)نه تنها تربيت فرزندان از لحظهتولد مورد توجه بوده بلكه به زمينههاى تربيت و شرايط قبل ازتولد و بلكه حتى قبل از انعقاد نطفه نيز توجه خاص شده است. ازاين رو در روايات معصومان(عليهم السلام) زمينهها و شرايط مطلوبو نامطلوب انعقاد نطفه بيان گرديد. از جمله اين نكات پرهيزكردن از همبسترى در شبى است كه انسان قصد مسافرت دارد. امامحسين(ع)خطاب به اصحابش فرمود: «اجتنبوا الغشيان فىالليله التى تريدون فيها السفر فان منفعل ذالك ثم رزق ولدا كان احولا» از همبستر شدن با همسرانتان در شبى كه قصد مسافرت داريدبپرهيزيد; (زيرا)اگر در اثر آن فرزندى روزى شود احول(لوچ)خواهدبود.» (1)
اظهار محبتبه فرزندان
محبتبه فرزندان امرى درونى است كه خداوند آن را در دلوالدين به وديعت نهاده است. اما آنچه در اين ميان مهم مىنمايدو آثار تربيتى در پى دارد ابراز آن است. اين امرى اختيارى استو والدين و مربيان مىتوانند در پرتو آن زمينه تربيت صحيح رافراهم آورند. چه بسيارند والدينى كه در برابر فرزندان خود محبت فراواندارند اما آن را ابراز نمىكنند در حالى كه محبت وقتى سازنده وتاثير گذار خواهد بود كه فرد مورد محبت از آن آگاهى يابد.امام حسين(ع)به عنوان الگوى تربيتى مطمئن و كامل محبتبهفرزندان را از نيازهاى ضرورى آنان دانسته، در قالبهاى گوناگونبه ابراز آن مىپرداخت. گاه با در آغوش گرفتن و به سينهچسبانيدن خردسالان، زمانى با بوسيدن آنان و گاه با به زبانآوردن كلمات شيرين و محبتآميز. عبيدالله بن عتبه چنين مىگويد: «كنت عندالحسين بن على(عليهماالسلام)اذ دخل على بن الحسينالاصغر فدعاه الحسين(ع)و ضمه اليه ضما و قبل مابين عينيه ثمقال: بابىانت اطيب ريحك و احسن خلقك...» (2) «نزد حسين بن على(ع)بودم كه على بن حسين(ع)وارد شد. حسين(ع)(امام سجاد(ع))او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سينهچسبانيد، ميان دو چشمش را بوسيد و سپس فرمود: پدرم به فدايتباد، چقدر خوشبو و زيبايى!»
تشويق فرزندان در برابر كار خوب آنان
يكى از شيوههاى تربيتى مورد اتفاق صاحب نظران عرصه تعليم وتربيت، شيوه كارآمد تشويق است. تشويق به جا و متناسب با فعاليتانجام شده، به ايجاد انگيزه در فرد منجر شده، به تكرار و تقويترفتار مىانجامد. چه بسا فرزندان از ارزش و اعتبار صفات مثبتخود آگاهىنداشته، در نتيجه به شخصيتحقيقى و توانمنديهاى ثبتخويشپىنبرده، خود را در مقايسه با ديگران ناچيز به شمار آورند. ازاين رو والدين و مربيان بايد ويژگيهاى مثبت فرزندان را كشف وبرجسته سازند; مورد ستايش و تشويق قرار دهند. در فرهنگ اسلامىكه تربيت دينى و اخلاقى فرزندان در كانون توجه است. برتشويقفرزندان هنگام بروز رفتارهاى دينى و برجسته كردن صفات اخلاقى ومعنوى آنان بسيار تاكيد شده است. امام سجاد(ع)فرمود: من بهبيمارى شديدى مبتلا شدم. پدرم بربالينم آمد و فرمود: ماتشتهى؟ فقلت: اشتهى ان اكون ممن لااقترح (3) على الله ربىمايدبرهلى، فقال لى: احسنت ضاهيت ابراهيم الخليل صلوات الله عليه حيث قالجبرئيل(ع): هل من حاجه؟ فقال: لا اقترح على ربى بل حسبىالله و نعم الوكيل.» (4)
چه خواستهاى دارى؟ عرض كردم: دوست دارم از كسانى باشم كهدرباره آنچه خداوند برايم تدبير كرده، نپرسم؟ پدرم در مقابلاين جمله به من آفرين گفت و فرمود: تو مانند ابراهيم خليلى; بههنگام گرفتارى جبرئيل نزدش آمد و پرسيد: از ما كمك مىخواهى؟ اودر جواب فرمود:(درباره آنچه پيش آمده)از خداوند سؤال نمىكنم. خداوند مرا كافى است و او بهترين وكيل است. در اين حديث ملاحظه مىشود كهامام حسين(ع)در مقابل پاسخ عارفانه و دلنشين فرزندش كهبراساس ظاهر حديث، سن و سال چندانى هم نداشت. جمله «احسنت»را به كار برد و او را به «ابراهيم خليل» تشبيه كرد.
ادامه مطلب


