تبليغاتX
تعلیم و تربیت فرزند

تعلیم و تربیت فرزند

از دیدگاه اسلام

علی در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط سلمان  | 

 

اول ذی‌حجه سالروزازدواج مباركی است كه رضای خداوند متعال و خشنودی پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی را در پی داشت در سال دوم هجرت علی مرتضی و فاطمه زهرا سلام الله علیهما به اذن خداوند عقد ازدواج بستند تا با فیض كوثر نبوی شجره طیبه شكوفایی ابدی بیابد.

نخل‏ها، كل می‏كشند، خورشید پا برخاك می‏گذارد و بهار، با پیراهنی از شكوفه از راه می‏رسد.

زمان، از حركت می‏ایستد و زمین، زیباترین لحظات را پای‏كوبی می‏كند.

فرشته‏ها، با بال‏هایی از بلور، زیر گام‏هایشان نور می‏پاشند و كوثر در جاریِ جریان زمان، از بهشت، مشتاقانه سرازیر می‏شود.

پروانه‏ها، به پنجره‏های بسته بال می‏كوبند تا راهی به نور، به پرواز و به روشنایی بیابند و هزار فانوس در دست‏های ملایك، مسیر عبورشان تا افلاك را روشن می‏كند. ذوالفقار جوانه می‏زند و هزار شكوفه از سر شاخه‏های دستان تاریخ كه به شكرگذاری بلنده شده‏اند، بوی بهار می‏پراكنند.

یاس‏های كبود بر نیام ذوالفقار می‏پیچند و بالا می‏روند و آسمان با همه‏ی عطش، در چشم‏هایشان خلاصه می‏شود. بوی سرشار سیب و یاس، فضا را پر می‏كند و شهر، دست افشانِ زیباترین اتفاق ممكن است.

حس می‏كنم در آسمانم ماه می‏خندد انگار چشمانِ رسول اللّه‏ می‏خندد.

روشن‏ترین تلاقی آیینه و آب، در آوازهای روشن شهر زمزمه می‏شود و دو بهار، توأمان، در فصلی گم شده در تاریخ، از راه می‏رسند و باهم پیوند می‏خورند.

فاطمه علیهاالسلام دستان ابرمردی را در دست می‏فشارد كه شب‏ها در كوچه‏های بی‏پناهی، پشت درهایی كه گل میخ غربتش را بانویش خوب می‏فهمد، نان و رطب پخش می‏كند.

و علی علیه‏السلام دست بانویی را در دست دارد كه دسته‏ دستاس رنج را می‏چرخاند و گهواره‏ی خالی فرزندش را در نظر مجسّم می‏كند كه در ابرها كم‏رنگ می‏شود.

پیوند خجسته‏ای كه سال‏های درد را در سر می‏پروراند و هنوز نخل‏های سوخته، كل می‏كشند و چاه با دهانِ راز دارش هزار سلام و صلوات می‏فرستد و هنوز ملایك، دست افشان این واقعه‏ی زیبایند.

كاروانِ ستاره‏ها، امشب در زیباترین جشنِ عشق و سرور حاضرند؛ شبی كه از ناوكِ مژگانِ فرشتگان، غزلِ محبت می‏بارد و لحظه‏ها، بی‏صبرانه در گذرگاهِ وصالِ دو شاخه‏ی مهربانی، پایكوبی می‏كنند. صدای افلاكیان، سكوت را پس می‏زند و خورشید، شعاعِ عشق می‏گسترد. قصرِ شادمانی، از استواری ایمان، برخود می‏لرزد. دست‏های تقدیر، در پیِ شكوفه‏های اخلاصند و نسترن‏ها، می‏آیند تا حضور زهرا و علی را جشن بگیرند. غبار قدم‏هایشان، چونان ژاله‏ای، طراوت گل‏هایِ زندگی را بی‏قرار می‏سازد.

فرشتگان، در نبضِ مهرورزی می‏تپند و در سبزستان پیوند، زیباترین عطیه‏ی الهی را با جهیزیه اخلاص، به خانه‏خوشبختی می‏برند. عروسی خورشید، با ترنّم لب‏های پدر و هدیه‏ی صحیفه‏ی نورانی، از كوه‏های بلندِ تفاهم طلوع می‏كند، حصارِ دلتنگی را درهم می‏شكند و شكوهِ بی‏مانند لحظه‏هایِ عاشقانه را به تماشا می‏نشیند. زمین، به آسمان فخر می‏فروشد. به اِشارتِ خورشید، ستارگان، تختِ عروس را با شكوفه‏هایِ ایمان می‏آرایند و قطراتِ باران، ساعتی بعد، بر فرازِ شمعدانی‏ها می‏بارند و سرودِ اشتیاق سر می‏دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط سلمان  | 
 هشتمين امام معصوم(ع) در انتظار پسر و شيعيان در تب و تاب‏رويت جمال جواد الائمه(ع) بودند. حدود چهل و هفتمين بهار عمرامام رضا(ع) سپرى مى‏شد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش رافروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان‏آنها قرار داشت كه گاه بوسيله نامه نيز آن حضرت را مورد آزارقرار مى‏دادند كه نمونه آن را مى‏توان در مكتوب «حسين ابن‏قياما» مشاهده كرد. او كه از سران «واقفيه‏» بود در نامه‏اى‏به امام رضا(ع) مى‏نويسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى‏كه فرزندى ندارى و امام(ع) پاسخ او را چنين نگاشت كه از كجامى‏دانى كه من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد كشيد كه‏خداوند به من پسرى عنايت‏خواهد كرد كه حق را از باطل جدامى‏كند. تا اينكه طبق پيش بينى امام (ع) در رمضان سال 195 هجرى‏و به نقل از ابن عياش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد(ع)متجلى شد و مادرش «سبيكه‏» را كه از خاندان «ماريه قبطيه‏»همسر پيامبر(ص) بود و به فرموده امام رضا(ع) آفرينشى پاكيزه ومنزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشيد.
ولادت امام جواد(ع) تمامى شايعات مربوط به امام رضا(ع) راپايان بخشيد و دلهره و اضطراب را از ميان شيعيان زدود. بدين‏جهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: اين مولودى است كه براى‏شيعيان ما «در اين زمان‏» با بركت‏تر از او زاده نشده است.
مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامت‏شيعيان را عهده دارشدو در اين راستا آثارى شگفت از خويش به يادگار گذارد و مكتب‏علمى، اجتماعى شيعه را جلوه خاص بخشيد.
شهادت آن بزرگوار پايانى است‏بر تلاشهاى چشمگير و پر فروغش‏تلاشهايى كه خلفاى بنى عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگير نمودكه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمايند و بدين جهت در صدد شهادت‏آن حضرت بر آمدند و اين نوشتار نگاهى است‏به عوامل و موجبات‏شهادت آن حضرت كه در اين زمينه به بررسى سه عامل مى‏پردازيم:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط سلمان  | 
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: