<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تعلیم و تربیت فرزند</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/</link>
<description>از دیدگاه اسلام</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 26 Oct 2009 09:30:27 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گوشه ای از کرامات امام رضا(ع)در سفر به خراسان</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.persianmirror.com/images/mashhad.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سفر امام رضا (ع) به ايران،واقعه اي بود كه همانند آن،در تاريخ اين سرزمين نيامده است.اين مسافرت دورودراز که از مدینه شروع شد و به مرو ختم گردیدکرامات و معجزاتی از امام هشتم(ع)درحجازوعراق وايران در برداشت.بعضي ازآثار معجزنماي حضرت،تا به امروز باقي مانده است،يادگارهايي كه بايد در حفظ واحياي آنها بكوشيم.معجزه هايي كه درراه سفر به خراسان از امام رضا (ع) به ظهور رسيد،دريچه هايي از ولايت را به روي مردم گشود وباعث شد همگان امام رضا(ع) را بهتر بشناسند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;*پيشگويي هاي حضرت ازسفر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزي امام رضا(ع) در مسجد پيامبر(ص) هارون الرشيد را در حال سخنراني ديد.امام رضا(ع) با اشاره به هارون،فرمود:او را مي بينيد! من و او در يك مكان دفن خواهيم شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزي در مكه هارون دو بار از يكي از درهاي مسجدالحرام خارج شد و امام رضا(ع) نيز از همان نيز دوبار خارج شد.حضرت فرمود:خانه اي كه درآن به يكديگر خواهيم رسيد دور است،اما زمان ديدار نزديك!اي طوس،اي طوس،اي طوس!به زودي من واو را نزد خود جمع خواهي كرد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-شخصي به نام مسافر مي گويد:روزي در مني همراه آن حضرت بودم.امام رضا(ع)،هارون را ديد و فرمود:تعجب مي كنم از هارون!به خدا قسم،من واو اينچنين خواهيم بود و حضرت دو انگشت وسط و اشاره  را كنار هم قرار داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;*چشمه در كوير&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام رضا(ع) با نشان دادن معجزاتي در طي مسير،افراد كاروان را متوجه مقام عظيم امامت مي كرد واتمام حجتي عظيم را به انجام ميرساند.غلام امام كاظم(ع) نقل مي كند:در سفر به خراسان،من نيز همراه كاروان بودم.در راه به كويري رسيديم و آنجا تشنگي شديدي بر ما وچهارپايان غلبه كرد،به حدي كه بر مرگ خود بيمناك شديدم.امام رضا(ع) محلي را نشان داد و فرمود:به آنجا برويد كه آب خواهيد يافت.به مكاني كه حضرت(ع) اشاره كرده بود، رفتيم وچشمه اي ديديم و از آب گواراي آن،تمام قافله وچهارپايان سيراب شدند.سپس از آنجا حركت كرديم.لحظاتي نگذشته بود كه حضرت (ع)فرمود:سراغ همان چشمه برويم.ما به محل پيشين بازگشتيم،اما جز جاي شتران اثر ديگري نديديم و چشمه را نيافتيم.معلوم شد.آن چشمه،به معجزه حضرت ظاهر شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 09:30:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ولادت حضرت معصومه (س) و آغاز دهه کرامت گرامی باد</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار،  از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و  تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;سرچشمه دانش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره مي گويد:هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد.بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والا مقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) عالمه غير معلمه بوده است.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#00cc66&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;&lt;STRONG&gt;مظهر فضايل&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را  به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي امير مومنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;مقام علمي حضرت معصومه (س)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از  شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;فضيلت زيارت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نو ميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي  شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند ، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;برگزيدن شهر قم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد  چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بد ين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;غروب غمگين&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; حضرت فاطمه(س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام سعد بن سعدبه محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام  هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: اي سعد! از ما در نزد شما قبري است. سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: ?هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد. و در حديث ديگري آمده است: زيارت او، هم سنگ بهشت است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt; زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان  (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع  آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين، نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است.  باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت(س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;امام رضا (ع) و لقب معصومه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل معصومه ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي(ع) در اين باره مي گويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#009933&gt;&lt;STRONG&gt;کريمه اهل بيت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب کريمه اهل بيت ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم  آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي-که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#009933&gt;&lt;STRONG&gt;القاب حضرت معصومه (س)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه(س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt; شفاعت حضرت معصومه (س)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به مقام محمود تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام ، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد، با کلک تقدير نقش بسته بود. اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;سرّ قداست  قم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در  احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند. او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س) ،مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت  شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که  هستيد؟   مي فرمايد: من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم. اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt; سرآمد بانوان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش ، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي،  فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس  قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها،سيده جليله معظمه ، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;&lt;STRONG&gt;  فضيلت بي نظير&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند: در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست. بي گمان اين گونه اظهارنظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;بوي وصال&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل  مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش،زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند. اينک غروب غم انگيز اين سيده جليله، بر همه دوستداران اهل بيت تسليت باد و دست هاي نيازمند ما، در روز محشر از دامان محبت و گذشت فاطمه معصومه (س) کوتاه مباد! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 06:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چقدر به فرزندمان محبت کنيم؟</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 340px; HEIGHT: 254px&quot; height=626 src=&quot;http://drrobyn.files.wordpress.com/2008/03/children_flowers.jpg&quot; width=678&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روانشناسي تولد و تربيت فرزند&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;استمرار نسل و پرورش افراد صالح يکي از اهداف مهم ازدواج است که در آموزه‌هاي ديني نيز بر آن تاکيد شده است؛ به طوري که در احاديث نقل شده از پيامبر گرامي اسلام (ص) در خصوص تشويق افراد به ازدواج نيز مي‌بينيم که بر توليد نسل هم تاکيد ‌شده است. ضمن اين که اين نياز رواني به فرزندخواهي نيز غيرقابل انکار است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;دوران بارداری&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوران بارداري، دوران مهمي (هم براي والدين و هم براي کودک) است. براي والدين که بايد يک زندگي با احتياط و بدون نگراني بگذرانند و مراقبت‌هاي دشواري را برعهده گيرند و براي کودک از اين نظر که بخش مهم و اساسي حيات آينده‌اش، از نظر سلامت جسمي و رواني و شکل‌گيري شخصيت‌اش در اين دوران صورت مي‌گيرد. هماهنگي با نوزاد از دوران بارداري آغاز مي‌شود و حالت عاطفي‌ شما، تاثيرات شديدي خصوصا در ماه‌هاي آخر بارداري، بر پرورش عاطفي کودک مي‌گذارد بنابراين بايد هيجانات مناسب داشته باشيد چون در غير اين صورت نظم عصبي جنين برهم خورده و بر اثر ترشح غيرطبيعي غدد، در مسير رشد او اختلال ايجاد مي‌شود.&lt;BR&gt; والدين براي ايجاد پيوند با فرزندي که هنوز به دنيا نيامده و براي ايجاد تاثير خوشايند و آرامش‌بخش بر او بايد نکاتي را پيشاپيش رعايت کنند:&lt;BR&gt;ـ والدين نبايد فشار عصبي داشته باشند و بايد از نگراني‌ها و کشمکش‌هاي رواني و دايمي بپرهيزند زيرا کودکشان در حالات عاطفي آنها سهيم است. پيشنهاد مي‌کنم والدين با کودکشان در رحم مادر صحبت کنند و براي او قرآن و دعا، شعر و آواز بخوانند و برايش خاطره‌هاي خوش ايجاد نمايند. بررسي‌ها نشان داده است کودکان، بعدها نسبت به اين صداهاي آشنا که در دوران جنيني شنيده‌اند عکس‌العمل نشان مي‌دهند و آنها را آسان‌تر ياد مي‌گيرند.&lt;BR&gt;همچنين پيشنهاد مي‌شود در برابر مناظر شاداب قرار بگيريد و رنگ يا دکوراسيون اتاقي که در آن زندگي مي‌کنيد فرح‌بخش و شادي‌آفرين باشد حتي مادران مي‌توانند عکس کودکان زيبا را مقابل ديدگان خود قرار دهند. از لحاظ رواني نيز توصيه مي‌شود مادران لباس‌هايي بپوشند که رنگ‌هاي شاد و مدل‌هاي راحت داشته باشد و سعي نمايند استراحت کافي داشته باشند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt; دختر يا پسر بودن فرزند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; متاسفانه به نظر مي‌رسد که هنوز هم در برخي خانواده‌ها شوق و علاقه به داشتن فرزندي از جنس خاص (بعضي‌ها پسر و بعضي‌ها دختر)بيشتر است. البته در اسلام اصل بر کرامت انسان است و در اين کرامت دختر و پسر مساوي هستند و تحقير و اهانت هر کدام نارواست. نقل است هرگاه امام سجاد (ع) را به نوزادي مژده مي‌دادند، ايشان اصلا نمي‌پرسيدند که پسر است يا دختر؟ و تنها مي‌پرسيدند که سالم است يا نه؟ و پس از شنيدن جواب، شکرگزاري مي‌کردند.&lt;BR&gt;دقت داشته باشيد که وظيفه پدران و مادران، تربيت، رشد و سازندگي فرزندان است. نظام تربيتي والدين بايد به گونه‌اي باشد که دختر به دختر بودنش و پسر به پسر بودن راضي باشد. دختر آرزوي آن را نداشته باشد که اي کاش پسر بودم و پسر هم آرزوي آن را نکند که اي کاش دختر بودم. اينکه دختر و پسر هر دو انسانند و در امر تربيت حق مساوي دارند امري پذيرفته است اما به دلايل مختلف، از جمله تفاوت در جسم، روان و وظيفه‌شان، تربيت دختر و پسر به يک طريق نيست. اينکه دختران را مانند پسران تربيت کنيد، بيش يا کم شدني است ولي در آن صورت شخصيت او را حذف کرده‌ايد. همچنين اگر پسران و دختران با حداقل تمايز جنسي پرورش يابند و حالت ميانه را بگيرند باز نتيجه خوبي نمي‌‌گيريد زيرا که آنها دو جنس مختلف‌اند پس دو گونه تربيت بايد اعمال گردد.&lt;BR&gt; با تولد اولين فرزند و پديد آمدن موقعيت جديد، مسووليت‌هاي والدين چه قدر تغيير مي‌کند؟&lt;BR&gt;ـ در اين حالت شما به عنوان والدين فرزندتان بايد به تدريج بين مسووليت‌هاي زن و شوهري و والديني سازگاري ايجاد کنيد. بايد در روابط و مسايل بين يکديگر، حضور فرد ديگري را در نظر بگيريد. اگر بدانيد که چه بايد بکنيد و برنامه مشخصي در ارتباط با همسر و فرزند خود داشته باشيد، بهترين مادر براي فرزند خود و در عين حال بهترين همسر براي شوهرتان خواهيد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;آرزوهاي والدين براي فرزندان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اغلب والدين تمايل دارند که فرزندانشان از خودشان موفق‌تر باشند و دلشان مي‌خواهد که خودشان نيز بهترين والدين باشند. براي اين قبيل افراد که چنين آرزوهايي دارند، توصيه مي شود:&lt;BR&gt;ـ رشد و تربيت صحيح بر مبناي اصول خاص، مستلزم شناخت نيازها و دانستن آداب معتبر و صحيح با اهداف خاص تربيتي است. امکانات کافي، صرف وقت مفيد و هوشياري نسبت به انجام تکاليف مادري و پدري نيز در رسيدن به آن اهداف شرط کافي مي‌باشد. در نهايت تربيت موفق نياز به تمرين، ممارست و کسب مهارت دارد که نتيجه آن رشد و شکوفايي فرزندي صالح، سالم و با نشاط است. همچنين مطالعه کتب آموزشي و تربيتي در اين زمينه شما را ياري مي‌کند تا به اين مسووليت خطير به نيکويي جامه عمل بپوشانيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;STRONG&gt;چه قدر بايد به کودکانمان محبت کنيم ؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;يکي از نيازهاي اساسي رواني افراد، برخورداري از محبت ديگران است. کودک از نخستين لحظه تولد مي‌خواهد خود را به مادر بچسباند و هدف از جنب و جوش‌هايش همين است. مادر است که اولين تماس ميان کودک و ديگران را برقرار مي‌کند و در او ميل به ارتباط با اشخاص ديگر را به وجود مي‌آورد. او وقتي در نقش مادري خود مهارت خواهد يافت که به کودک علاقه‌مند باشد و او را از مهر و محبت و سلامتي برخوردار کند. دقت کنيد کودک شما اگر از محبت پدر و مادر به طور متعادل بهره ببرد رواني شاد و با نشاط خواهد داشت و در باطن خود احساس محروميت نمي‌کند و گرفتار ناکامي و مشکلات رواني نمي‌گردد.&lt;BR&gt; و اگر کودک در نخستين سال‌هاي زندگي خود از محبت محروم بماند، از نظر رواني چه اتفاقاتي برايش خواهد افتاد؟&lt;BR&gt;ـ در اين حالت، هسته اصلي و اساسي عصبيت و بيماري‌هاي رواني در وي تکوين مي‌يابد که بعدها در بزرگسالي، منشا بسياري از درگيري‌هاي عاطفي و اضطراب عميق در او خواهد شد. نقل شده است روزي مردي نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: «من فرزندي دارم که تاکنون او را نبوسيده‌ام!» همين که او از نزد رسول خدا دور شد آن حضرت فرمودند: «اين مرد از نظر من از دوزخيان است؟»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;افراط والدين در محبت به كودكان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ـ البته محبت افراطي هم مشکل‌آفرين است. توقع بي‌جا، زودرنجي، سلطه طلبي، کم‌رويي، عدم رشد صحيح تربيتي و اخلاقي حاصل افراط در محبت است. امام محمدباقر (ع) مي‌فرمايند: «بدترين پدران کساني هستند که در نيکي و محبت به فرزندان، از حد تجاوز کنند و به زياده‌روي و افراط بگرايند.» همان‌طور که بيان شد فرزندان حتي وقتي رشد مي‌کنند و بزرگ مي‌شوند نياز دارند به آنان اطمينان خاطر بدهيد که صرف نظر از آنچه دارند يا ندارند و آنچه هستند يا نيستند، دوستشان داريد. آنها نياز دارند که درک کنند علاقه و محبت شما هميشگي است و از ميان نمي‌رود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;پرورش شخصيت كودكان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ـ يکي از بهترين راه‌ها، هم‌بازي شدن با کودکان است. هم‌بازي شدن با کودک روانش را سرشار از مسرت و شادي مي‌سازد و اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندي را در وي تقويت مي‌کند. توجه داشته باشيد همه آنچه به پندار ما فراتر از قوه درک کودک است در صورتي که به شيوه و زبان کودک بيان شود، از عهده درک آن برخواهد آمد. در نظر داشته باشيد هفت سال اول زندگي کودک دوره شناخت از جهان است و کودکان ياد مي‌گيرند که چگونه با پديده‌هاي اطراف خود برخورد کنند و در پي آن حس بينايي و لامسه آنها بهتر به کار گرفته مي‌شود. ذهنشان قدرت ابتکار و روانشان اعتماد به نفس مي‌يابد. هم‌بازي شدن با کودک علاوه بر اينکه او را غرق در لذت و شادي مي‌کند، بسياري از اصول اخلاقي را نيز به‌طور مستقيم و غيرمستقيم مي‌آموزد بنابراين والدين بايد خود را تا سر حد طفوليت پيايين آورده، هم سطح کودک شوند تا بتوانند شخصيت فرزند خويش را به روش صحيح پرورش داده و مطلب را از طريق بازي به آنها آموزش دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 11:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بوی رمضان می آید</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 380px; HEIGHT: 214px&quot; height=345 src=&quot;http://www.iribnews.ir/PhotoGallery/Photo/_2000a2f7.jpg&quot; width=460&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماه را در آسمان، مشتاقانه به تماشا می‏رویم تا ماه مبارک را با آمدنش آغاز کنیم. چه مبارک سحری و چه روزهای مهربانی! چه شب‏های صمیمی‏ای.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شب‏هایی آمده‏اند که ما از همه ستاره‏هایی که می‏بینیم، به خدا نزدیک‏تر خواهیم شد. شب‏هایی که فرشته‏ها به ما لبخند خواهند زد و تمام کائنات به ما رشک خواهند برد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شب‏هایی که بی‏واسطه با خداوند حرف خواهیم زد و خدا ما را در مهربانی خویش شناور خواهد کرد. شب‏هایی که صدای گرامی قرآن، لالایی ستاره‏های چشمک‏زن خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صدای بال فرشتگان، آوازهایی خواهند شد که ما را به پرواز پیوند خواهد زد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوست دارم نیمه‏شب‏ها با من به کوچه‏های مهربانی خداوند بیایی و ببینی که چگونه کنار گل‏های شمعدانی و بابونه‏های شبنم‏زده، نام خدا را عاشقانه آواز می‏کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روزها خدا، دروازه‏های آسمان را به ما نشان خواهد داد و دست‏های لبریز دعای ما در کهکشان‏ها جاری خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این شب‏ها، خداوند فانوس‏های مهربانی‏اش را بر سر راه ما خواهد افروخت، تا در بیشه‏های زشت و مه‏آلود گم نشویم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدایا! ما با ماه می‏آییم تا مهربانی را در مبارک‏ترین ماه‏ها آغاز کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دست‏های خالی ما را در آستانه تنهایی و سرگردانی رها مکن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدایا! در این ماه مبارک، به مهمانی تو می‏آییم، پس آینه‏های فطرتمان را در غبار جهل و ناآگاهی مپسند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الهی! سوگند به تو که ما ستاره‏های خاموشیم اگر تو از آفتاب فضلت بر جانمان نتابانی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدایا! درهای مهربانی‏ات را در این ماه مهربانی بر ما بگشا تا رستگاری در آستانه خانه‏هایمان، ما را به معراج تو بخواند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاش می‏توانستیم تمام سال‏های پیش رو را از روحانیت این ماه لبریز کنیم! کاش تمام روزهای سالمان، بوی مهربانی رمضان را می‏گرفتند! کاش لبخندهایمان تمام سال، مثل همین چند روز صمیمی‏تر می‏شد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاش آینه‏هایمان همیشه مثل همین روزهای مبارک رمضان، زلال می‏ماند؛ زلال‏تر از تمام رودهایی که قله‏های سرکش کوه‏ها را به نجابت آرام دریاها پیوند می‏زنند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدایا! ماه مهربانی تو آغاز شد؛ ما را مهربان‏ترین مهمانان خویش بخواه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; کتاب رمضان، دستاورد نقره‏ای روح انسان است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پرتو تلاش و مجاهدت‏های نفس، سپیده‏باران می‏شویم از سحرهای «ابوحمزه» از شب‏های «افتتاح». رمضان، یعنی دریایی در کنار ما، تا دل‏های غبارآلود را در آن شست‏وشو دهیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان، یعنی باغستانی از عطرهای خدا.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با حلول رمضان، شیرینی سحرهای مناجات، رنگ می‏گیرد و محبت و قرب، در دل‏های خشکیده بشر جوانه می‏زند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید برای دقیقه‏های سبز این ماه، نوروزی‏ترین تبریک‏ها را فرستاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سرزمین اردیبهشتی رمضان، هر چه هست، خرمی و نشاط است؛ اگر حکمت‏ها را دریابیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر بهره‏های معنوی امساک را بدانیم، چشم‏های ما تا رمضان دیگر، زیبا می‏بینند و دهان‏های ما، کلمات خشک دنیا را به کار نمی‏برند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان یعنی گشوده شدن درب‏های رو به قرآن، تشنگی برای دریافت حقایق آسمانی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گمنام‏ترین لذت‏ها در متن این کشف عرفانی جا دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان که می‏آید، دل‏ها چون بلبلانِ مست، شیفته گلزار انس می‏شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان که می‏آید، خلوتکده‏های آبی شب، دریاترین غزل‏ها را می‏سرایند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دست‏ها بوی خوش مفاتیح می‏دهند و تسبیح.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آسمان، چقدر بر این یاس‏های نیایش غبطه می‏خورد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان، فرصتی است تا دل با گل صمیمی‏تر باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی رمضان می‏آید و من، بی‏قرار مولایم؛ بی‏قرار وصیت شهید رمضان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی رمضان، یاد یتیمان را در دل، تازه می‏کند؛ چنان که داغ علی را در دل یتیمان زنده می‏کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی رمضان می‏آید و صدایی مدام در گوشم می‏خواند؛ اللّه‏ اللّه‏ از قرآن! اللّه‏ اللّه‏ از یتیمان؛ باید از خواستن نفسم بگذرم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان، بوی یاد یتیمان و فقیران و در راه‏ماندگان می‏دهد، بوی نمازی از سر نیاز و سرود عاشقانه سحر، بوی ناز معبود و نیاز عابد، بوی شکستن غرور یازده ماه خودبینی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان می‏آید؛ با کوله‏باری از تجرد نور می‏خواهد بیاموزد که یکی هست و هیچ نیست جز او. می‏خواهد بگوید اگر سر کلاس خودسازی بنشینی، درمی‏یابی که عددی جز یک نیست؛ زیرا مصداقی جز یکی نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان می‏آید؛  تا بگوید گر تو این انبان زِ نان خالی کنی، گنج معرفت می‏شود. آمده تا بگوید دهان از طعام بربند تا خورنده میوه درخت عشق شوی که منادی، دیروقتی است تو را به سوی خدا می‏خواند و تو در بند طعام و لباسی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان می‏آید؛ تا شلاق به تن غفلت بزند و دست نوازش بر سر فطرت کشد؛ شاید غبار از جان برافتد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رمضان می‏آید؛ مثل بهار چمن‏زارهای احساس.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 11:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> مناجات شعبانیه</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://tadidareyar.persiangig.com/image/(396).jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مناجات شعبانيه از دعاهاي بلند حضرت اميرمؤمنان علي عليه السلام است و در روايات آمده كه همه ائمه طاهرين نيز آن را مي‌خوانده‌اند. اين مناجات را عمدتاً در طول ماه شعبان مي‌خوانند و مضامين والاي عرفاني آن، جانها را آماده ورود به ماه مبارك رمضان مي‌گرداند.اين مناجات در جلد 91 بحار الانوار، كتاب الذكر و الدعاء به روايت ابن خالويه نقل شده و آنچه در پي مي‌آيد، ترجمه شيواي استاد كريم زماني شارح مثنوي معنوي مولوي از اين دعاي شريف است كه در كتاب &lt;زبده مفاتيح الجنان&gt; آمده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خداوندا، برمحمد و خاندان محمد درود فرست و آن دم كه تو را خوانم، دعايم بشنو؛ و چون تو را ندا دهم ندايم بشنو؛ و آنگاه كه با تو راز گويم، به من رخ بنماي كه [از همه جهان و جهانيان] به سوي تو گريخته‌ام و در پيشگاهت ايستاده‌ام، نالان و زاران و بي‌برگ و نوا، و به پاداشي كه نزد توست اميدوارم. و توداني كه در دل چه دارم و از نيازم آگهي و نهادم مي‌شناسي؛ و كار اين سراي و آن سرايم برتو پوشيده نيست. [و توداني] آنچه خواهم كه به زبانم رانم و بنمايم و خواسته‌ام گويم و آنچه براي سرانجام خويش بدان اميدوارم. سرورا، سرنوشتم به دست توست و هر آنچه تا واپسين دم حياتم، نهان و عيان از من سرزند، تو داني. و كاستي و فزود و سود و زيانم تنها به دست توست نه دگري. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر مرا رزقت ناكام گرداني، كيست كه روزي‌ام دهد؟ و اگر به خواري‌ام كشاني، كيست كه ياري‌ام دهد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، از خشم تو و فرود آمدن كيفرت به تو پناه برم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر من سزاوار رحمت تو نيستم، تو خود سزاواري كه مرا از مهر و بخشش بي‌شمارت برخوردار كني. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، آن سان به رحمت تو اميدوارم كه گويي در پيشگاهت ايستاده‌ام و توكل بسزايم به تو برسرم سايه گسترده است، پس تو فرماني را كه سزاوار آني، رانده‌اي و مرا در عفو و گذشتت پوشانده‌اي! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر بر من بخشش آري، كيست كه در بخشودن، سزاوارتر از تو باشد؟ و اگر مرگم در رسد در حالي كه كردارم مرا به تو نزديك نكرده [به يكايك گناهانم اعتراف مي‌كنم] و اقرار به گناهانم را وسيله‌اي براي وصال به تو قرار مي‌دهم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، با گرايشم به خواهش نفس، برخود ستم كردم. پس واي بر من اگر بر آن آمرزش نياوري! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، هماره نيكي تو در طول زندگاني‌ام به من رسيده، و اينك نيكي و احساس خود را به گاه مرگم نيز بر من ارزاني دار. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، چگونه پس از مرگم از الطافت نوميد شوم در حالي كه در سراسر زندگاني‌ام چيزي جز نيكي برمن روا نداشته‌اي؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، كارم را آن سان برعهده گير كه تو خود سزاوار آني، و از فضلت بر بنده‌ گنهكاري چون من بخش كه ناداني‌اش او را در گرداب خود فرو برده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، تو گناهاني از من در دنيا پوشاندي كه من به پوشاندن آنها در آخرت نيازمندترم. اينك اگر اين گناهان را بر احدي از بندگان شايسته‌‌ات نمايان نكرده‌اي، مرا در روز رستاخيز نيز در حضور مردم رسوا مفرما! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، بخشايندگي‌ات بساط اميد و آرزويم گسترد و گذشت تو از كردارم برتر آمد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، روزي كه در ميان مردم داوري كني، مرا به ديدارت شاد گردان. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، عذرخواهي‌ام به درگاه تو مانند عذرخواهي كسي است كه به پذيرش عذرش سخت نيازمند است. از اين رو پوزشم پذير، اي بزرگوارترين كسي كه بدكاران از او پوزش خواهند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، [دست] نيازم[خالي] باز مگردان و چشم اميدم نوميد مساز، و [رشته‌] اميد و آمالم مگسل. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر خواري‌ام مي‌خواستي، هدايتم نمي‌كردي و اگر رسوايي‌ام مي‌خواستي، عافيتم نمي‌بخشيدي. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، چنين گمان ندارم كه تو، بنده نيازمندي همچون مرا كه براي رفع نيازم عمري در پيشگاهت سپري كرده‌ام، از خود براني. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، ستايش جاودان و پايدار و هميشگي از آن توست؛ ستايشي كه فزوني گيرد و به نيستي نرود و آن سان باشد كه تو دوست داري و پسندي. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر مرا به جرم و جريرتم گيري، تو را به عفو و گذشتت گيرم؛ و اگر مرا به گناهم‌گيري، تو را به آمرزشت گيرم؛ و اگر مرا به آتشم اندرسازي، به دوزخيان گويم كه: &lt;منم دوستدار تو!&gt;‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر در برابر طاعتِ تو كردارم خوار و بي‌مقدار آيد، ولي در برابر اميد [به بزرگواري‌ات] آرزويم بسي بزرگ است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، چه سان از درگاهت ناكام بازگردم كه به تو بس خوش‌گمانم كه مرا كامروا و برخوردار از مِهرت بازگرداني؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، عمرم را در بي‌خبري از تو سپري كردم و جواني‌ام را در سرمستيِ دوري از تو فرسودم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، در روزگارانِ غرور به تو بيدار نشدم و هماره رهِ خشم تو پوييدم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اينك منم بنده تو و زاده بنده تو. در پيشگاهت ايستاده‌ام و به بزرگواري و بخشندگي‌ات توسل جسته‌ام. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، منم بنده‌اي كه از سرِ شوخ‌چشمي در پيشگاه تو گنه كردم، و اينك از تو عفو خواهم؛ زيرا كه عفو، صفتِ بزرگواري و بخشندگي توست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، مرا تواني نيست كه بدان از چنگ گناهانم گريزم، مگر وقتي كه تو با دوستي‌ات بيدارم كني و آن سان شوم كه تو خواهي؛ پس سپاست گويم از آن رو كه مرا به [دريايِ] كرمت درآوردي و دلم از پليدي غفلت از حضرت تو زدودي. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، مرا به چشم آن بنده‌اي نگر كه او را خواندي و پاسخت داد [و به سويت شتافت] و او را بر طاعتت گماردي و از تو فرمان بُرد. اي نزديكي كه [از هيچ بنده‌اي] دور نشوي [و حتي] از بندگان مغرورت نيز دوري نمي‌گزيني. و اي بخشنده‌اي كه به اميدواران پاداشت، تنگ‌چشمي نمي‌كني!‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، به من دلي بخش كه مشتاق مقام قرب تو شود، و زباني كه صدقش به سوي درگاهت بالا رود، و ديده‌اي حقيقت‌بين كه به تو تقرب جويد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، هر كه به تو شناخته شود، گمنام نگردد [يا: هر كه تو را شناسد، جهل و ناداني به او روي نكند. ] و هر كه به تو پناه جويد، خوار نشود. و هر كه تو به او رخ بنمايي، بنده‌ دگري نشود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، هر كه به نور تو راه پويد، هماره روشن ضمير باشد و هر كه آستانِ تو جويد، هماره در پناهت سر كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، به تو پناه جستم؛ مباد كه برخلاف آنچه به تو گمان دارم، با من رفتار كني و از رحمتت دورم سازي!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، مرا در شمار دوستانت قرار ده، همانها كه به فزونيِ دوستي‌ات اميد بسته‌اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، هماره مرا شيفته يادت گردان؛ آن‌سان شيفتگي كه جلوه نامهايت وجودم را فرا گيرد و مرا به مقام قدس تو رساند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، به ذات تو بر تو سوگند كه مرا به جايگاه بندگان فرمانبردار و شايسته‌ات رساني، كه مرا تواني نيست كه از خود زياني رانم و براي خود سودي به دست آرَم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، منم بنده ناتوان گنهكار و برده‌ توبه‌كننده‌ات. مرا در شمار كساني قرار مده كه از آنان رخ برتافته‌اي و از فريطِ غفلت، هرگز مشمول گذشت تو نگردند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، مرا به كمالِ گسستن [از خلق] و پيوستن به خودت رسان و ديده‌ قلبمان را با فروغي كه بدان تو را مشاهده كنند، روشن فرما تا ديده دل ما حجابهاي نوراني را بر درَد و به كانِ عظمت و جلال رسد و جانهاي ما به مقام والاي قدس تو بپيوندد. ‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، مرا در شمار كساني قرار ده كه چون آنان را خواندي، پاسخت دادند و چون بدانان نگريستي، بر اثر تجلّي شكوه و جلالت، مدهوش شدند. پس تو با آنها به نهان، راز گفتي و آنان به عيان، به طاعت تو پرداختند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، بر نيك گماني‌ام [به تو] زنگار نوميدي ننشانم كه هرگز اميدم به بزرگواري زيباي تو گسسته نشود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر خطاها مرا از نظر تو انداخته، به خاطر توكل و اعتماد شايسته‌ام به تو، از من درگذر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر گناهان، مرا از بلنداي الطاف شايانت به نشيبِ [حرمان] فرو كشد، ولي يقينم به كرمت همچنان بيدار و آگاهم نگه داشته است. ‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگرچه خواب غفلت مرا درربود و نگذاشت كه آماده ديدارت شوم، ولي شناختي كه به نعمت‌هايم دارم، مرا بيدار داشته است. ‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، اگر كيفر بزرگت مرا به سوي آتش رانَد، ولي لطف فراوانت مرا به سوي بهشت خواند. ‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، از تو خواهم و به درگاه تو نالم و به تو گرايم. و از تو خواهم كه بر محمد و خاندان محمد درود فرستي و مرا در شمار كساني قرار دهي كه هماره ياد تو كنند و پيمانت نگه دارند و از سپاست غفلت نورزند و فرمانت خوار نشمرند. ‌&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معبودا، مرا به نور گرانقدر خويش رسان تا تو را شناسم و از جز تو رخ برتابم و از تو ترسم و فرمانت برم؛ اي دارنده‌ شكوه و بزرگواري و درود و سلام فراوان خدا بر محمد فرستاده‌اش و خاندان پاكش باد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 09:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 334px; HEIGHT: 221px&quot; height=345 src=&quot;http://welcome.artflower.pe.kr/images/gallery/lily-pink.20031122.jpg&quot; width=458&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هدف در تعلیم و تربیت به معنای وضع نهایی و مطلوبی است که به طور آگاهانه، سودمند تشخیص داده شده است و برای تحقق آن، فعالیت های مناسب تربیتی انجام می گیرد. اهداف تربیتی صحیفه سجادیه، با ملاک و معیار قراردادن خود انسان به اهداف غایی و واسطه ای و اهداف واسطه ای را به سه دسته کلی دیگر و هر یک از آن دسته ها به تقسیمات جزیی تر، تقسیم می شود. آنگاه با استفاده از فرازهای صحیفه سجادیه به بررسی و تحقیق در مورد هر یک از اهداف تربیتی فوق می پردازیم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;هدف نهایی&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P align=justify&gt;امام سجاد(ع) در سراسر صحیفه سجادیه، هدف نهایی تربیت را خدای متعال، معرفی می کند و در تمام دعاها، مخاطب را با زبان دعا و مناجات به آن حقیقت یکتا راهنمایی می کند. امام(ع) با محور قراردادن خدا در دعاهای مختلف، به ما می فهماند که محور زندگی انسان در تمام شؤون آن، باید خدا باشد و منظور از این محور و هدف بودن خدا، همانا حضور خداوند در متن زندگی است. اساسا نقش هدف نهایی در مسیر زندگی، چیزی جز استمرار حضور و احساس آن نیست. همچنین حضرت(ع) راه های ارتباط انسان با خدا را قرب،عبادت، حیات و... بیان نموده است. در این میان، یک سری اهداف واسطه ای نیز وجود دارد که حلقه های میانگین برای دستیازی به هدف نهایی است که مطلوبیت و ارزش خود را از هدف نهایی کسب می نماید و در طول آن قرار دارد. اهداف واسطه ای به سه دسته کلی خلاصه می شوند: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;الف. اهداف تربیتی صحیفه&lt;/STRONG&gt; در خصوص ارتباط انسان با خداپیوند انسان با خدا در صحیفه سجادیه از معرفت و شناخت خدا آغاز می شود و با گرایش های عملی در قالب عبادت، توکل و شکرگزاری گسترش می یابد. محورهای کلی اهداف تربیتی در رابطه با خداوند در معرفت خدا، ایمان به او، تقوای الهی، عبودیت و شکرگزاری خلاصه می شود. در این مقاله، به مهم ترین هدف، که محور تمام اهداف تربیتی در رابطه با خداوند است، اشاره می کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;معرفت خدا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از اهداف واسطه ای تربیت در صحیفه سجادیه&quot; معرفت خدا&quot; است. این هدف، کلید رسیدن به هدف نهائی است. شناخت هر چه بیش تر خدا، نقش مهمی در قرب به او دارد. بدون شناخت خداوند تقرب به او امکان پذیر نیست. تخلق به اخلاق الهی، کسب ایمان و تقوی، توکل به او و غیره همه در گرو شناخت هر چه کامل تر اوست. شناخت سطحی، تمسک و ارتباط ضعیف را اقتضا می کند و برعکس، هر چه شناخت وسیع تر و عمیق تر گردد، زمینه ارتباط مستحکم تر می شود. از این رو، یکی از مهم ترین اهداف تربیتی حضرت امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه تقویت هر چه بیش تر شناخت خداوند است. بدین منظور امام(ع) در دعاهای بسیاری به مسأله &quot; خداشناسی&quot; پرداخته است و با اشاره به موضوعاتی چون توحید و مراتب آن، ذات خدا و صفات خدا همچون خالق، قادر، غلام، رحیم، غنی، قوی، منعم، عزیز، حکیم و... به تقویت و تعمیق شناخت ما کمک می کند. حضرت امام سجاد(ع) در نخستین دعا، ضمن حمد و سپاس خداوند به شناساندن خدا می پردازد و می فرماید: &quot;خدایی که دیده های بینندگان از دیدنش ناتوانند و اندیشه های وصف کنندگان از عهده وصفش برنیایند. به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد.&quot; در این دعا امام(ع) با اشاره به ذات خداوند و این که قابل رؤیت نیست و همچنین با اشاره به صفت خالقیت خداوند، ما را به معرفت و شناخت خداوند هدایت می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همچنین در فرازهای نخستین دعای عرفه امام(ع) به&quot; خداشناسی&quot; می پردازد و بدین وسیله بر شناخت و معرفت ما می افزاید. امام(ع) در فرازهایی از دعای عرفه می فرماید: &quot;تویی آن که در آفریدنت شریکی یاریت نکرده و در کارت(آفریدن هرچیز) وزیر و معاونی تو را یاری ننموده، و بیننده و مانندی برای تو نبوده است.&quot; 
&lt;P align=justify&gt;البته، ناگفته نماند که شناخت خدا، عنایتی است از سوی خدا به بندگان تا بتوانند ولی نعمت خود را بشناسند و وظایف خود را از قبیل شکرگزاری و ایمان به او، ایفا کنند. امام سجاد(ع) در این زمینه در نخستین دعا می فرماید: &quot;سپاس خدایی را که خویشتن را (علم، قدرت و حکمتش را) به ما شناساند و شکر و سپاس خود را به ما الهام نمود و درهای علم به ربوبیت و پروردگاریش را بر ما گشود. و بر اخلاص در توحید و یگانگیش راهنمایی مان فرمود.&quot; 
&lt;P align=justify&gt;بنابراین، با توجه به این فرازها و دعاهای فراوان دیگر که در صحیفه سجادیه آمده است و تأکیدی که امام(ع) در این زمینه دارند، روشن می شود که یکی از اهداف تربیتی صحیفه سجادیه هدایت پیروان به شناخت خدا و تصحیح نظام اعتقادی آنها است. 
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ب: اهداف تربیت صحیفه&lt;/STRONG&gt; در خصوص ارتباط انسان با خودهدف واسطه ای دیگر از سلسله اهداف تربیتی صحیفه سجادیه، در محدوده ارتباط انسان با خود مطرح می گردد. انسان همان طور که با خدای خود ارتباط برقرار می کند و از مراحل تربیتی حاکم بر این ارتباط، اهدافی خاص برداشت می شود، همچنین دارای کنشها و واکنش هایی با خود است که بر مراحل تربیتی آن نیز اهداف خاصی حاکم است. 
&lt;P align=justify&gt;اهدافی که در این باب در صحیفه سجادیه مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت، اهداف گرایشی است که از دو بعد گرایش های مختص انسان از قبیل: خداجویی و فضیلت خواهی و گرایش های مشترک بین انسان و حیوان از قبیل: خوردن و آشامیدن و غرایز جنسی، تشکیل شده است. 
&lt;P align=justify&gt;در اینجا به یکی از اهداف گرایشی برای نمونه اشاره می شود. 
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پرورش حس خداجویی&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P align=justify&gt;یکی از اهداف گرایشی تربیت در صحیفه سجادیه &quot; پرورش حس خداجویِی&quot; است. گرایش به خدا به عنوان خالق انسان و رفع کننده نیازها و مشکلات او در همه وجود دارد. این گرایش در فطرت همه وجود دارد و تغییر و تبدیل نیز در آن ممکن نیست. امام سجاد(ع) در دعایی با اشاره به فطرت خداجوی انسان می گوید: &quot; به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد، سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید، و در راه محبت و دوستی به خود برانگیخت.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برای پرورش این گرایش ابتدا باید به تقویت آن و برطرف کردن موانعی همچون گرایشهای پست غرایز حیوانی و اشتغالات روزمره، که انسان را از شناخت خدای متعال باز می دارد، بپردازیم. حضرت امام سجاد(ع) درباره این دسته از موانع عرض می کند: &quot; بار خدایا من داخل در صبح و داخل در شب می شوم در حالی که ، عمل و کردارم را اندک می بینم، کردارم مرا هلاک ساخته و هوای نفس و خواهشم تباهم گردانیده و شهوات و پذیرفتن خواهش های نفسم مرا بی بهره نموده است.&quot; 
&lt;P align=justify&gt;همان طور که ملاحظه می شود، امام(ع) در این فرازها، هوای نفس و شهوات و رفتارهایی که از این دو ناشی می شود را به عنوان عوامل اصلی بازدارنده انسان از فطرت خداجویش و مسیر هدایت و سعادت، معرفی می کند. 
&lt;P align=justify&gt;در مرحله بعد، باید گرایش فوق، هدایت و راهنمایی شود تا به پرستش معبودهای دیگری از قبیل بت، ماه، ستاره و حتی دلبستگی مفرط به مقام، ثروت و غیره منجر نشود. به همین دلیل خدای متعال فطرت خداجویی در نهاد انسان قرار داده است تا انسان خودش را به یک حقیقتی وابسته و پیوسته بداند و خود را به آن حقیقت نزدیک و او را تسبیح و تقدیس کند. همچنین عامل ضعف و ناتوانی ذاتی انسان در اداره امورش، مهم ترین عامل در راهیابی انسان به خالق خود است. این ضعف و فقر ذاتی، گویی در عمق جان انسان، احساس نیاز به موجود بی نیاز را به وجود آورده است. این احساس باطنی که غالباً ناخودآگاه و پنهان است، گرایش و میل و کشش به سوی غنی بالذات را پدید می آورد. بنابراین، با تقویت این احساس و تشدید آن، میل و گرایش مذکور نیز نیرومندتر و اثر آن در زندگی بیش تر خواهد شد. از این رو، امام سجاد(ع) در دعاهای بسیاری با تأکید فراوان بر فقر و نیازمندی انسان به خدا، تأکید می نماید: 
&lt;P align=justify&gt;&quot;بارخدایا، من نیازمندترین نیازمندان به توام.&quot; 
&lt;P align=justify&gt;&quot;و بر فقر و نیازمندیم به درگاهت بیافزا.&quot; 
&lt;P align=justify&gt;انحراف انسان، از اشتباه او در یافتن مصداق بی نیاز نشأت می گیرد. وقتی او در تشخیص بی نیاز مطلق از نیازمند دچار اشتباه گردید، آنچه را که مانند خود فقیر و نیازمند است به جای مبدا اصلی انتخاب کرده و به سوی آن میل می کند. امام سجاد(ع) می فرماید: &quot;و خوارترین آنها نزد تو کسی است که تو او را روزی می دهی و او جز تو را می پرستد.&quot; 
&lt;P align=justify&gt;بنابراین، پرورش خداجویی به عنوان یک هدف واسطه ای، احیا و تقویت این تمایل و هدایت آن به سوی متعلق واقعی آن یعنی خداوند است، به نحوی که نه تنها در شرایط دشوار بلکه در شرایط عادی نیز با قوت بروز پیدا کند و این در صورتی میسر می شود که انسان دایماً نقصان و فقر وجودی خود و غنا و بی نیازی خداوند را متذکر شود و در تشخیص مصداق بی نیاز مطلق به بیراهه کشانده نشود. 
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ج. اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباط انسان با دیگران&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P align=justify&gt;فعالیت های انسان علاوه بر رفتارهای فردی، شامل سلسله ارتباطات او با دیگر انسان ها نیز می شود که با توجه به تنوع ارتباطات، دیدگاه های خاص تربیتی را می طلبد. این امر گاهی رنگ اجتماعی پیدا می کند و گاهی از دیدگاه سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد و گاهی هم با رویکرد اقتصادی به آن نظر می شود. با مطالعه دعاهای صحیفه سجادیه، که در زمینه ارتباط انسان با دیگران است، می یابیم که نظام تربیتی آن درصدد هدفمند کردن رفتارهای انسان در حیطه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در این بخش به ذکر نمونه ای از اهداف تربیتی فوق بسنده می کنیم: یکی از اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباطات اجتماعی، نحوه ارتباط انسان با والدین است. از مهم ترین اهداف امام سجاد(ع) این است که هر چه بیشتر فرزندان را نسبت به وظایفشان از قبیل اطاعت، احترام، گذشت از والدین و احسان در حق ایشان، آشنا سازد و آنان را نسبت به آن وظایف تشویق نمایند. امام سجاد(ع) برای این منظور در دعای بیست و چهارم که دعا برای والدین است، به مقام و شخصیت والای پدر و مادر و وظایف فرزندان در قبال آنان اشاره نموده، می فرمایند:&quot;بارخدایا! صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آنها مهربان کن، و مرا به ایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی دیگر از اهداف تربیتی صحیفه سجادیه در خصوص ارتباط با والدین، &quot; حق شناسی و سپاسگزاری&quot; از زحمات و تلاش آنان برای پرورش و رشد فرزندان است. همان طور که کفران نعمت و اجتناب از توجه به حق منعم، عقوبت ابدی را به دنبال دارد، روی گردانی از والدین و کوتاهی در حق آنان موجب دوری از مسیر قرب الهی می گردد. یکی از تعالیم تربیتی صحیفه که از بارزترین مصادیق حق شناسی درباره والدین است، طلب خیر و برکت برای آنها در قالب دعاست، حضرت امام سجاد علیه السلام می فرماید: &quot;بارخدایا! آنان را به پرورش من جزا ده و در گرامی داشتنم پاداش ده، آنچه در کودکی از من محافظت نموده اند برای آنها نگاه دار.&quot; 
&lt;P align=justify&gt;همچنین امام علیه السلام در فرازهای دهم و یازدهم دعا نیز زحمات و تلاش هایی که والدین در پرورش و تربیت فرزندان متحمل شده اند، اشاره می کند، سپس در حقشان طلب پاداش و غفران می کند و می فرماید: &quot; پدر و مادر مرا به بهترین چیزی (پاداش) که اختصاص داده ای به آن پدران و مادران بندگان با ایمانت،امتیاز ده. 
&lt;P align=justify&gt;&quot; مرا به وسیله دعا برای ایشان و ایشان را به سبب مهربانی شان به من بیامرز. آمرزش پابرجا، و به شفاعت و میانجیگری من برای ایشان از آنها راضی و خوشنود شو، خوشنودی یکسره و آنها را با گرامی داشتن به جاهای آسایش برسان.&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Jul 2009 07:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسلام بر تربیت در دوران کودکی تأکید فراوان دارد </title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;  &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 354px; HEIGHT: 233px&quot; height=364 src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/entezar26/MaChun_BabySleepSmall%5B1%5D.jpg&quot; width=500&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اهمیت و ضرورت تربیت آدمی بر کسی پوشیده نیست.همه مکاتب، مذاهب و ممالک برای تربیت آدمی در دوران کودکی، به دلایل متعدد ، اهمیت ویژه ای قائل اند. اسلام نیز بر تربیت در دوران کودکی تأکید فراوان دارد و آن را از وظایف والدین و حقوق فرزندان می داند. &lt;BR&gt;معصومان(ع) در روایات متعددی بر ضرورت و اهمیت تربیت در این دوران تأکید کرده اند که در این مقاله برخی از آن ها را جمع آوری و مطرح می کنیم : &lt;BR&gt;حضرت علی(ع) می فرماید: «ما نحل والد ولداً نحلاً افضل من ادب حسن هیچ پدری هدیه ای بهتر از تربیت نیکو به فرزندش نداده است». &lt;BR&gt;پیامبر(ص) فرمود: « لان یؤدب الرجل ولده خیر له من ان یتصدق کل یوم بنصف صاع  اگر پدری فرزندش را تربیت کند ، بهتر از این است که روزی یک و نیم کیلوگرم طعام صدقه بدهد». &lt;BR&gt;هم چنین امام صادق(ع) درباره فرزند سه حق را بر پدر لازم می داند که یکی از آن ها جدیت در تربیت اوست: &lt;BR&gt;« تجب للولد علی والده ثلاث خصال: اختیاره لوالدته و تحسین اسمه و المبالغة فی تأدیبه  فرزند بر پدر سه حق دارد: انتخاب مادر مناسب برای او، نام نیک نهادن بر او و جدیت در تربیت او ». هر سه حق می تواند در تربیت فرزند مؤثر باشد، ولی تأثیر قسم سوم کاملاً تربیتی است. &lt;BR&gt;و نیز فرمود: &lt;BR&gt;« دع ابنک یلعب سبع سنین و یؤدب سبع سنین الزمه نفسک سبع سنین فان افلح والا فلا خیر فیه؛ فرزندت را هفت سال رها کن تا بازی کند و هفت سال دوم او را تربیت کن و هفت سال سوم نیز همراه و ملازم او باش. اگر هدایت شد چه خوب، وگرنه دیگر خیری در او نیست». &lt;BR&gt;البته مراد امام(ع) از این که فرمود بعد از ۲۱ سالگی اگر هدایت نشد ، دیگر خیری در او نیست قطعی بودن این امر نیست، زیرا کودکی که حدود پانزده سال به تربیتش پرداخته شود و هدایت پذیر نباشد، دیگر چندان امیدی نمی توان به او داشت. &lt;BR&gt;شاید هم مراد این باشد که دیگر وظیفه پدر درباره تربیت او ساقط است و تربیت او برعهده خودش می باشد. &lt;BR&gt;دو روایت دیگر از پیامبر(ص) و علی(ع) در تأیید این مطب وارد شده است که به والدین و مسؤولان تربیت فرزند دستور می دهد که بعد از این سن دیگر او را آزاد بگذارید و دست از تربیت او بردارید یا می فرماید: «شما دیگر معذورید و به تکلیف و وظیفه خود عمل کرده اید».&lt;BR&gt;بنابراین، روایات بر تربیت فرزند در دوران کودکی، نوجوانی و اوایل جوانی تأکید فراوان دارند. اما چرا تربیت در این دوران این قدر اهمیت دارد؟ &lt;BR&gt;در بعضی از روایات به برخی از علل اهمیت آن تصریح یا اشاره شده است. حضرت علی(ع) در نامه ای خطاب به فرزندش امام حسن(ع) علت این امر را این گونه بیان می کند: &lt;BR&gt;« انّما قلب الحدث کالارض الخالیة ما القی فیها من شیء قبلته فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قبلک و یشغل لبک لتستقبل بجدّ رأیک ما قد کفاک اهلُ التجارب بغیته و تجربته؛ چون قلب کودک مانند زمین خالی است که هر بذری در آن بکارند می روید ، من تربیت تو را در کودکی و قبل از این که قلبت سخت و ذهنت مشغول شود ، آغاز کردم تا تو به حقیقت آنچه را که اهل تجربه تو را از تجربه مجدد آن بی نیاز می سازند ، بپذیری». &lt;BR&gt;نخستین و مهم ترین دلیل بر اهمیت تربیت در دوران کودکی ، این است که قلب کودک که باید « عرش الرحمن » شود در این دوران خالی است و هنوز به سیاهی و پلیدی گناهان نیالوده است مانند زمین که هنوز بذری در آن کشت نشده و هر چه در آن کشت کنیم، می رویاند. می توانیم هر گونه صفات اخلاقی و اجتماعی را که بخواهیم در آن کشت کنیم. &lt;BR&gt;قلبی که خالی است، هم می شود صداقت و اخلاص و امانت در آن کشت کرد و هم دروغ و ریا و خیانت. هم ایمان و توحید و هم کفر و شرک هم می توان آن را عرش رحمان کرد و هم منزل شیطان. &lt;BR&gt;دومین دلیل امام این است که در دوران کودکی، هنوز ذهن کودک به آموزش های بی فایده و مسائل معیشتی و دنیوی از قبیل زن، فرزند و جمع مال مشغول نشده است. &lt;BR&gt;کودک فارغ از همه ی این افکار، می تواند به راحتی آموزش ها و تربیت لازم را پذیرا شود. از این رو امام(ع) به فرزند خویش می فرماید: من تربیت تو رادر این دوران آغاز کردم تا تو مجبور نباشی دست به تجربه بزنی و رنج و زحمت تجربه مجدد را متحمل شوی. &lt;BR&gt;کودکان نیز دارای استعدادهای متفاوت و زمینه های متفاوت اند. در عین حال چون از تربیت و آموزش های محیطی خالی اند ، بهتر و راحت تر می توان آن ها را آموزش داد و تربیت کرد. &lt;BR&gt;تذکر این نکته ضروری است که منظور امام در تشبیه قلب کودک به زمین خالی، خالی بودن مطلق نیست، بلکه قطع نظر از زمینه های وراثتی و پیشینی است که می توانند در تربیت مؤثر باشند یا زمینه تربیت بهتر را فراهم کنند زیرا اولاً نقش وراثت و عوامل پیشینی از نظر اسلام قابل چشم پوشی نیست ثانیاً از همین تمثیل امام نیز می توان استفاده کرد. هر زمین خالی برای کشاورزی مناسب نیست و آن ها هم که مناسب اند به یک میزان آمادگی و استعداد ندارند مثلاً برخی بذرها در زمین شوره زار نمی رویند یا رشد مناسب ندارند ، اما برخی دیگر از بذرها در زمین شوره زار بهتر می رویند و بهتر رشد می کنند. &lt;BR&gt;کودکان نیز دارای استعدادهای متفاوت و زمینه های متفاوت اند. در عین حال چون از تربیت و آموزش های محیطی خالی اند ، بهتر و راحت تر می توان آن ها را آموزش داد و تربیت کرد. بنابراین، نظر امام با نظریه « لوح سفید » یا « لوح نانوشته ی » جان لاک کاملاً متفاوت است؛ زیرا لاک با ارائه این نظریه ، می خواهند تأثیر وراثت و عوامل پیشین در تربیت را منکر شود یا دست کم بی اهمیت و بسیار ناچیز جلوه دهد. &lt;BR&gt;امام علی(ع) فرمود: &lt;BR&gt;« فرزندت را شش سال آزاد بگذار و پس از آن، شش سال به او قرآن و سواد بیاموز و سپس هفت سال دیگر نیز به تربیت او بپرداز. اگر تربیت پذیرفت چه خوب و گرنه دست از تربیت او بردار»؛ چون آنچه وظیفه تو بود، انجام دادی و از این پس، کار به عهده ی خود اوست. &lt;BR&gt;بنابراین با توجه به روایات و نکاتی که در این مقاله جمع آوری شد ، تربیت فرزند در دوران کودکی (تا بیست سالگی) از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. &lt;BR&gt;بر والدین واجب است که این وظیفه ی مهم را درباره ی فرزندان خود به نحو شایسته ای به انجام رسانند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Jul 2009 07:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام تسلیت باد</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 400px; HEIGHT: 349px&quot; height=315 src=&quot;http://aftab-e-mehr.persiangig.com/image/monasebatha/kazem.jpg&quot; width=400&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; امام موسي بن جعفر(ع)، هفتمين امام شيعيان است. لقب هاي وي عبارتند از: كاظم، صالح، صابر، امين و عبدصالح. هم چنين در ميان شيعيان به &quot;باب الحوائج&quot; معروف مي باشد. آن حضرت، مكني به: ابوابراهيم، ابوالحسن اول، ابوالحسن ماضي، ابوعلي و ابواسماعيل مي باشد.(1) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام موسي كاظم(ع) در هفتم صفر سال 128 و يا 129 قمري در أبوا (روستايي در ميان مكه و مدينه)، از بانويي پرهيزكار و صالحه، به نام &quot;حميده بربريه&quot;، كه معروف به &quot;حميده مصفاه&quot; بود، ديده به جهان گشود و در بيست سالگي، پس از شهادت پدرش امام جعفر صادق(ع)، به امامت شيعيان نايل آمد.(2) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ايام امامت وي، معاصر بود با خلافت چهار تن از خلفاي عباسي (منصور دوانقي، مهدي، هادي و هارون الرشيد). امام كاظم(ع) از سوي تمام خلفاي مزبور، در رنج و عذاب بود و چندين بار از سوي آنان دستگير و زنداني گرديد. تنها در دوران خلافت هارون الرشيد، به مدت چهار سال (از شوال سال 179 تا زمان شهادتش در سال 183 قمري) در حبس و شكنجه بود.(3) هارون الرشيد (پنجمين خليفه عباسي) كه دشمني و ناسازگاري غير قابل انكاري با ذراري حضرت فاطمه زهرا(س) و اولاد و احفاد امير مومنان(ع) داشت، در آزار و شكنجه سادات علوي و منتسبين به خاندان امامت و ولايت، كوتاهي نمي كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وي كه از مستبدترين حاكمان عباسي و جنايت كارترين آن ها است، وجود شريف امام موسي كاظم(ع) و مقام و معنويت وي و احترام مردم نسبت به او را، تحمل نمي كرد و از اين بابت، بسيار نارحت و عصباني بود. سرانجام در رمضان سال 179 قمري، كه براي مراسم عمره وارد مكه شد و سپس به مدينه رفته بود، در آن جا دستور داد امام موسي كاظم(ع) را دستگير كنند. مأموران هارون، امام موسي كاظم(ع) را در حالي كه در كنار قبر جدش حضرت محمد(ص)، به نماز و نيايش اشتغال داشت، دستگير كردند و به نزد هارون بردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هارون دستور داد، وي را در غل و زنجير كرده و به سوي عراق حركت دهند. وي براي سردرگمي مردم و پيش گيري از عكس العمل هاي احتمالي مردمي، دو محمل ترتيب داد و يكي را به سوي بغداد و ديگري را به سوي بصره روان داشت. امام موسي كاظم(ع) را در محمل بصره قرار داد. مأموران حكومتي، در هفتم ذي حجه همان سال، امام موسي كاظم(ع) را تسليم عيسي بن جعفر بن منصور دوانقي، پسر عموي هارون الرشيد و حاكم وي در بصره نمودند. عيسي بن جعفر، آن حضرت را در يكي از حجره هاي خانه خويش محبوس كرد و در آغاز به وي سختگيري نمود ولي بعدها كه عبادت و نيايش هاي دراز مدت آن حضرت را از نزديك مشاهده كرد، از سختگيري خويش نسبت به آن حضرت كاهيد و به هارون نامه نوشت كه آن حضرت را از حبس خانه وي خارج كند، در غير اين صورت، وي خودش آن حضرت را آزاد مي كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هارون، بناچار امام موسي كاظم(ع) را از حبس بصره خارج كرد و وي را به بغداد منتقل نمود و در خانه فضل بن ربيع، زنداني كرد.در آن مدتي كه امام(ع) در نزد فضل بن ربيع زنداني بود، چند بار هارون از فضل بن ربيع درخواست كرد كه آن حضرت را به شهادت رساند، ولي وي امتناع كرد و از اين امر سر باز زد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هارون، بار ديگر آن امام همام را از زندان فضل ربيع، به زندان فضل بن يحيي برمكي منتقل كرد و از وي درخواست نمود كه آن حضرت را به شهادت برساند. ولي فضل بن يحيي نيز امتناع نمود و در مقابل بر اعزاز و اكرام آن حضرت افزود. هارون كه از رفتار فضل بن يحيي به خشم آمده بود، دستور داد وي را دستگير و يكصد تازيانه بر بدنش بزنند و از تمام مناصب و مقامات بر كنارش كنند و امام موسي كاظم(ع) را به زندان &quot;سندي بن شاهك&quot; منتقل كرده و در آن جا وي را شكنجه و آزار نمايند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سندي بن شاهك با قساوت قلب و سنگ دلي تمام، با آن حضرت رفتار مي كرد و پس از چندي شكنجه و آزار طاقت فرسا به دستور هارون الرشيد به آن حضرت، خرماي مسموم خورانيد و وي را غريبانه و مظلومانه در 25 رجب سال 183 قمري به شهادت رسانيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از شهادت امام كاظم(ع)، سندي بن شاهك در يك عمل فريب كارانه، فقها، قضات و بزرگان بغداد را حاضر ساخت و جسد مطهر امام(ع) را به آنان نشان داد و گفت: ببينيد كه وي بدون هيچ جراحت و زخمي و به اجل عادي از دنيا رفته است و كسي در رحلت وي، مقصر نبوده است. سپس جنازه مطهر امام(ع) را به مدت سه روز در جسر بغداد گذاشته و روي مباركش را گشوده و مردم را ندا مي كردند كه اين موسي بن جعفر(ع) است كه از دنيا رفته و بياييد وي را مشاهده كنيد. مردم دسته، دسته مي آمدند و آن حضرت را نگاه مي كردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از آن، با همت والاي سليمان بن منصور، عموي هارون الرشيد، كه از اشراف و صاحب نفوذان عباسي بود، تشييع جنازه باشكوهي از جنازه امام موسي كاظم(ع) به عمل آمد و در مقابر قريش، در بغداد به خاك سپرده شد.(4) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قبر شريف امام موسي كاظم(ع)، هم اكنون در كاظمين، كه عراقي ها، آن را كاظميه مي گويند، قرار دارد و قبر فرزندزاده اش حضرت امام محمدتقي(ع) نيز در جوار وي مي باشد و زيارتگاه شيعيان و شيفتگان مكتب اهل بيت(ع) مي باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شيخ مفيد(ره) درباره شخصيت امام موسي كاظم(ع) گفت: و كان ابوالحسن موسي(ع)، أعبد أهل زمانه، و أفقههم، و أسخاهم كفّاً و اكرمهم نفسا.يعني: ابوالحسن امام موسي كاظم(ع)، از همه مردم عصرش پارساتر، داناتر، سخاوتمندتر و گرامي تر بود. هم چنين در جاي ديگر گفت: و قد روي الناس عن أبي الحسن موسي(ع) فأكثروا، و كان أفقه أهل زمانه حسب ما قدمناه و احفظهم لكتاب الله، و احسنهم صوتا بالقرآن، و كان اذا قرأ يحزن، و يبكي السامعون لتلاوته و كان الناس بالمدينه يسمونه زين المتهجدين، و سمي بالكاظم لما كظمه من الغيظ و صبر عليه من فعل الظالمين به، حتي مضي(ع) قتيلا في حبسهم و وثاقهم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يعني: مردم (منظور علماي اهل سنت) روايات فراواني از ابي الحسن امام موسي كاظم(ع) روايت كردند و چنانچه پيش از اين بيان كرديم، آن حضرت را از همه معاصرانش داناتر و آگاه تر به كتاب الهي مي دانستند و گفته اند كه آن جناب، كتاب خدا (قرآن مجيد) را از همه بهتر و با صداي دلنوازتر تلاوت مي كرد و در هنگام قرائت قرآن مجيد، مي گريست و آن هايي كه در آن جا حاضر بودند، نيز مي گريستند و مردم مدينه آن حضرت را زينت عبادت پيشه گان و شب زنده داران مي ناميدند و چون همواره خشم خود را فرو مي نشانيد و در برابر ستمگري هاي ستمگران بردباري مي نمود، وي را &quot;كاظم&quot; ناميدند و سرانجام در بند و زندان آنان به شهادت رسيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;منابع:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;1.الارشاد (شيخ مفيد)، ص 559؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 181؛ ألقاب الرسول و عترته، ص 62 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;2- المستجاد (علامه حلي)، ص 182 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;3- اصحاب الامام الصادق(ع) (عبدالحسين شبستري)، ج3، ص 317؛ الارشاد، ص 579؛ المستجاد، ص 189؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 322 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;4- نك: الارشاد، ص 579؛ المستجاد، ص 189؛ منتهي الآمال، ج2، ص 212؛ تاريخ بغداد (خطيب بغدادي)، ج31، ص 29؛ وقايع الايام، ص 322 و عيون اخبارالرضا(ع) (شيخ صدوق)، ج2، ص 92&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Jul 2009 06:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیره تربیتى امام محمد باقر علیه السلام </title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;  &lt;IMG src=&quot;http://www.shirazi.ir/monasebat/images/imam.bagher.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تربیت فرزند یكى از مهم‏ترین وظایف والدین و مربیان در عرصه زندگى است . تربیت‏به معناى شكوفا نمودن استعدادهاى درون انسان‏ها و هدایت غرائز نهفته آنان به سوى قله كمال و رستگارى مى‏باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تربیت مجموعه تلاش هایى است، سنجیده و منظم براى نیل به هدف‏هاى مشخص و شكوفا سازى توان‏هاى بالقوه در تمام ابعاد وجودى انسان و به عبارت دیگر مى‏توان تربیت را انتقال میراث‏هاى فرهنگى مطلوب و ارزشمند از نسلى به نسل دیگر دانست . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به طور كلى، مجموعه تلاش‏ها، فرصت‏ها، اقدامات، امكانات و برنامه‏ها از بدو انعقاد نطفه تا واپسین دم حیات براى رشد و شكوفا سازى توان‏هاى بالقوه فرد به طور همه جانبه تا رسیدن به حداكثر ظرفیت را تربیت مى‏نامیم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از آنجایى كه امامان معصوم شیعه بهترین شیوه‏هاى تربیتى فرزند را فرا روى پیروان خود نهاده‏اند، زندگى پر افتخار آنان مى‏تواند به عنوان موفق‏ترین الگوهاى تربیتى در طول تاریخ بشر مطرح شود . در این نوشتار به مناسبت اول ماه رجب، روز ولادت امام محمد باقر علیه السلام روش هاى تربیت فرزند را در سیره و سخن آن گرامى بررسى نموده و برخى نكته‏هاى قابل توجه را ارائه مى‏نماییم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;نقش تربیتى والدین &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پدر و مادر به عنوان دو ركن اساسى خانواده بیش‏ترین نقش را در تربیت فرزندان ایفا مى‏كنند . مادر از زمان انعقاد نطفه تا دوران نوجوانى ارتباطى تنگاتنگ با كودك دارد . خصلت‏ها، اندیشه‏ها، افكار و رفتار مادر بیش‏ترین تاثیر را در ساختار شخصیتى یك نوجوان به جاى مى‏گذارد . مادر همانند یك معلم، مربى و الگوى گفتارى و رفتارى كودك به حساب مى‏آید . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;او یكى از عوامل مؤثر تربیتى از نظر محیطى و وراثتى است . به این جهت‏براى پرورش فرزندان سالم و صالح، باید از زمان ازدواج در اندیشه انتخاب مادر شایسته براى فرزندان بود . چرا كه از منظر حضرت باقر علیه السلام تربیت كودك از همان مرحله آغاز مى‏شود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام باقر علیه السلام در روایتى به تاثیر شیر مادر در اطفال اشاره كرده و به محمد بن مروان فرمود: «استرضع لولدك بلبن الحسان، وایاك والقباح، فان اللبن قد یعدى (1) ; براى شیر دادن به فرزندت از دایه‏هاى خوشرو و زیبا استفاده كن و از زنان بد صورت و قبیح برحذر باش، زیرا شیر گاهى (صفات و ویژگى‏هاى روحى مادر را به فرزند) منتقل مى‏كند .» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در این گفتار امام پنجم علیه السلام از تاثیر شیر مادر در انتقال زشتى‏ها و زیبایى‏هاى ظاهرى مادر به فرزند سخن به میان آورده است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراین نقش وراثتى و محیطى مادر در تربیت فرزندان نباید مورد غفلت قرار گیرد . گذشته از تاثیر مادران در نسل آینده، وجود پدر نیز به عنوان مدیر خانواده نقش به سزایى در ساختار شخصیتى كودك دارد . طبق فرموده امام باقر علیه السلام، صلاحیت و شایستگى‏هاى پدر از جمله خصلت هایى است كه در پرتو آن فرزندان از انحرافات و كجروى‏ها محفوظ مى‏مانند . آن حضرت فرمود: «یحفظ الاطفال بصلاح آبائهم (2) ; اطفال در سایه صلاحیت و شایستگى پدرانشان [از انحرافات] مصون مى‏مانند .» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حقیقت مجموعه اعمال، رفتار و گفتار پدر، در شكل‏گیرى شخصیت آینده كودك كار ساز خواهد بود . افزون بر این پدر به عنوان مدیر اقتصادى خانواده مى‏تواند با كسب در آمد صحیح و به دست آوردن روزى حلال در روحیات و صفات كودك، تاثیر قابل توجهى داشته باشد . به همین جهت امام باقر علیه السلام به پدرانى كه تلاش مى‏كنند سفره‏هاى منازل خود را با روزى حلال بیارایند مژده مى‏دهد كه: «آنان در روز قیامت‏با سیمایى نورانى همانند ماه شب چهارده با خداوند ملاقات خواهند نمود . لقى الله عزوجل یوم القیامة ووجهه مثل القمر لیلة البدر . (3) » &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;تكریم شخصیت كودك &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مربى شایسته با بهره‏گیرى از روش‏هاى متنوع، به تكریم شخصیت كودك مى‏پردازد و از این طریق زمینه تربیت صحیح و اعتلاى صفات نیك را در وجود او فراهم مى‏سازد . او مى‏داند كه مهم‏ترین مشكل كودكان و نوجوانان، احساس حقارت و عدم اتكا به نفس است و انسان همان طور كه به آب و غذا نیازمند است‏به تكریم و توجه دیگران نیاز دارد، بلكه این نیازهاى عاطفى و معنوى او به مراتب بیشتر از نیازهاى جسمانى اوست . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عمده‏ترین دلیل ناسازگارى در فرزندان و علت‏بسیارى از ناهنجارى‏ها را باید در احساس حقارت و كم توجهى والدین به فرزند جست وجو نمود . این فقر روحى و روانى را مى‏توان از راه‏هاى زیر بر طرف نمود: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;الف) گزینش نام نیك&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نام هر شخص نشانگر اعتقادات، ملیت، فرهنگ و خواسته‏هاى درونى او و خانواده‏اش مى‏باشد . اسمى كه براى یك كودك انتخاب مى‏شود در تكریم و تحقیر شخصیت وى نقش دارد . كودكانى كه نام زیبا و پسندیده دارند، غالبا مورد تقدیر و توجه دیگران هستند و از شنیدن تمجیدها و افتخاراتى كه نامشان موجب آن است لذت مى‏برند; بر عكس كسانى كه والدین آنان هنگام انتخاب نام به معنى و محتواى آن بى توجه بوده و یك اسم نامناسب و بیگانه از فرهنگ خودى را براى فرزند خود انتخاب كرده‏اند، در آینده احساس حقارت نموده و احیانا مورد ملامت و سرزنش قرار خواهند گرفت . در سیره امام باقر علیه السلام به این نكته توجه خاصى مبذول شده است . آن حضرت در مورد انتخاب نام زیبا براى فرزندان چنین رهنمود مى‏دهد: «اصدق الاسماء ماسمى بالعبودیة وافضلها اسماء الانبیاء (4) ; دوست داشتنى‏ترین اسم‏ها آن است كه حاكى از بندگى خدا باشد و بهترین آن‏ها نام‏هاى پیامبران است .» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام پنجم علیه السلام نام‏هاى فرزندان خویش را نیز از بهترین نام‏ها برگزیده بود . نام‏هاى فرزندان آن حضرت بدین ترتیب است: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- جعفر علیه السلام 2- عبدالله 3- ابراهیم 4- على 5- زینب 6- ام سلمه (5) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پیشواى پنجم به این شیوه تربیتى آن چنان اهمیت مى‏داد كه حتى دستور داده بود پایین‏ترین طبقات اجتماع را هم با القاب و نام‏هاى تحقیرآمیز صدا نكنند، بلكه با بهترین نام‏ها از آنان یاد كنند و مى‏فرمود: «سموهم باحسن اسمائهم (6) ; با نیك‏ترین نامشان آن‏ها را صدا بزنید .» و به این ترتیب از توهین و تحقیر شخصیت آنان جلوگیرى مى‏نمود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;ب) گفت وگوى صمیمانه &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یكى از راه‏هاى انتقال آموزه‏هاى تربیتى به كودكان و نوجوانان ایجاد ارتباط كلامى با لحنى دلپذیر مى‏باشد . تجربه نشان مى‏دهد كه اگر لحن و صوت والدین، مربیان و مبلغان در ارتباط كلامى داراى بار عاطفى و مثبت‏باشد، آنان در ایجاد ارتباط و نفوذ در دل مخاطب نوجوان موفق خواهند بود . كلمات دلنشین، سخنان نیكو، ملایم و محبت‏آمیز از مشكلات روحى و ناهنجارى‏هاى كودكان و نوجوانان كاسته و رنج‏هاى درونى آنان را التیام مى‏بخشد . ریشه بسیارى از تندخویى‏ها، خشونت‏ها، لجبازى‏ها، زورگویى‏ها، بدبینى‏ها، افسردگى‏ها و گوشه‏گیرى و ناامیدى‏ها را مى‏توان با ارتباط كلامى صحیح و نیكو از میان برداشت . امام باقر علیه السلام با اشاره به این شیوه كارآمد تربیتى مى‏فرماید: «قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال لكم (7) ; به زیباترین صورتى كه میل دارید مردم با شما سخن بگویند با آنان سخن بگویید .» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آرى همانطورى كه انسان دوست ندارد دیگران با او بى ادبانه، خشن، آمرانه، خشك و با لحنى تند سخن بگویند، دیگران هم چنین انتظارى از او دارند . این نكته در مورد ارتباط كلامى با كودكان از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و نقش كلیدى در تربیت ایفا مى‏كند . زیرا روح كودكان لطیف‏تر و تحمل آنان كمتر مى‏باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;ج) سلام دادن به فرزندان &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سلام دادن به كودكان عزت نفس را در آنان تقویت مى‏كند و یكى از بهترین راه‏هاى ارتباط اجتماعى و نفوذ در شخصیت كودكان است . این عمل كه یكى از والاترین آموزه‏هاى تربیتى دین مبین اسلام به شمار مى‏رود نكات مثبت فراوانى را در خود جاى داده است كه از جمله آن‏ها: تقویت روابط بین مربى و متربى، رفع كدورت و ناراحتى‏هاى احتمالى، تقویت روحیه‏ها و نزدیكى دل‏هاست . گذشته از این‏ها سلام دادن والدین و مربیان با صداى رسا و آهنگى دلنشین به فرزندان، عزت نفس را در آنان تقویت نموده و روحیه خود باورى و احساس شخصیت را در وجود آنان استحكام خواهد بخشید و آنان نیز اینگونه عادت خواهند كرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر این عمل ادامه یابد، تربیت كودك توام با نشاط و موفقیت پیش خواهد رفت . امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «ان الله یحب افشاء السلام (8) ; خداوند دوست دارد كه سلام با لحنى رسا [و دلپذیر ] باشد .» و این نكته برگرفته از آموزه‏هاى تربیتى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مى‏باشد كه فرمود: «پنج چیز را تا لحظه مرگ ترك نخواهم كرد . . . كه یكى از آنان سلام كردن به كودكان مى‏باشد، تا بعد از من یك رسم رایج‏شود . (9) » &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;د) ابراز محبت‏به كودكان &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یكى از راه‏هاى پرورش اعتماد به نفس در فرزندان، ابراز محبت‏به آن‏هاست . كودك همان طورى كه به آب و غذا نیاز دارد به محبت هم نیاز دارد . بوسه زدن بر صورت فرزند، به آغوش گرفتن، گفت و گوى محبت‏آمیز، نوعى اظهار علاقه و محبت است . این عمل فقر عاطفى كودكان را جبران كرده و روحیه اعتماد به نفس و خودباورى را در آنان تقویت مى‏كند و در نتیجه زمینه تربیت صحیح در وجود آنان فراهم مى‏گردد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام باقر علیه السلام در موارد بسیارى از این شیوه تربیتى در مورد فرزندان خود استفاده مى‏كرد . چنانكه محمد بن مسلم مى‏گوید: در حضور امام باقر علیه السلام بودم كه فرزند خردسالش جعفر وارد شد . پیشواى پنجم فرزندش را به آغوش كشیده و به سینه خود چسبانید و آن‏گاه با كلمات زیبا و محبت‏آمیز با وى به گفت وگو پرداخت (10) . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اینجا یادآورى دو نكته مهم ضرورى است: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اول - اعتدال در محبت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ابراز محبت و تكریم شخصیت كودك نباید راه افراط را پیمود . زیرا در آن صورت علاوه بر این كه نمى‏توان نتیجه صحیح تربیتى گرفت، بلكه شخصیت كودك در اثر زیاده روى والدین در ابراز محبت‏هاى نابجا لطمه جبران ناپذیرى خواهد خورد . چرا كه این كودك از خود راضى، از جامعه توقعات و انتظارات نابه‏جایى خواهد داشت و در صورت بى‏اعتنایى دیگران به این خواسته‏هاى بى مورد وى، كودك نازپرورده از خود و زندگى بیزار و مایوس شده و دچار عقده حقارت خواهد شد . آرى &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;             &lt;STRONG&gt;نازپرورده تنعم نبرد راه به جاى              عاشقى شیوه رندان بلاكش باشد&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «شر الابآء من دعاه البر الى الافراط (11) ; بدترین پدران آن‏هایى هستند كه در نیكى و محبت [نسبت‏به فرزندان خود] زیاده روى نمایند .» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دوم - رعایت مساوات در میان فرزندان&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از نكات قابل توجهى كه در تربیت فرزندان وجود دارد رعایت مساوات در رفع نیازهاى آنان مى‏باشد . این مساله در مورد نیازهاى معنوى و عاطفى بیشتر جلوه‏گر است، والدین لزوما باید در ابراز محبت در ظاهر مساوات را رعایت كنند، گرچه در باطن بنا به علت‏هاى مختلف، یكى از فرزندان را بیشتر از دیگرى دوست داشته باشند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حدیث ذیل با رفتار امام باقر علیه السلام و علت این امر آشنا مى‏شویم: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام صادق علیه السلام به نقل از پدر گرامى‏اش مى‏فرماید: به خدا قسم، رفتار من با بعضى از فرزندانم از روى تكلف و بى میلى است . او را روى زانوى خود مى‏نشانم، محبت‏بسیار مى‏كنم، از وى شكرگزارى و قدر دانى مى‏نمایم با آنكه این همه احترام و حبت‏شایسته فرزند دیگر من است . به این تكلف تن مى‏دهم تا آنكه فرزند شایسته‏ام از شر آنان مصون باشد و آنان رفتارى را كه برادران یوسف با یوسف انجام دادند مرتكب نشوند . خداوند سوره یوسف را نفرستاد مگر به عنوان نمونه و مثال كه بعضى از ما نسبت‏به بعضى دیگر حسد نورزیم چنانكه برادران یوسف به او حسد كرده و ستم نمودند (12) . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 05:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عبادت در کودکی</title>
<link>http://amireman.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;https://www.aftab.ir/articles/social/family_home/images/34d71060c3d52eb66df0ea7c9a8e6b69.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;جلوه‏های رفتاری حضرت زهرا سلام‏ اللّه‏ علیها&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H1 dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Child/ChildsUpbringing/2004/3/1/5674.html&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;عبادت &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;در کودکی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از محورهای اساسی که حضرت زهرا(س) بدان توجه و تأکید داشتند بُعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکلیف عبادی و الهی بود. آن حضرت شوق بندگی و خضوع در برابر معبود را از همان دوران کودکی در جان فرزندان خود تقویت نموده و آنان را چنان تربیت کرد که بهترین کارها را عبادت خداوند دانسته و از آن بالاترین لذتها را می‏بردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دخت گرامی رسول اکرم(ص) بر این مطلب تأکید داشت که بچه‏ها را از کوچکی به انجام عبادت فرا خواند و آنان را به خدا پیوند دهد و بذر محبت و ارتباط با خدا را در کام آنان بیفشاند تا انجام تکلیف برای آنان نه تنها رنج و مشقتی نداشته باشد بلکه با شوق و اشتیاق به استقبال آن بروند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر این اساس فاطمه(س) فرزندان خود را حتی به شب‏زنده‏داری عادت می‏داد. البته او شیوه ی تربیت را به خوبی می‏دانست و به گونه‏ای برخورد می‏کرد که در حد توان و استعداد فرزندان باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می‏کرد. ممکن است کسی تعجب کند که او چگونه بچه‏ها را به این کار که حتی برای اشخاص بزرگ هم زحمت دارد وادار می‏کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حضرت در روز بچه‏ها را می‏خوابانید تا کاملاً استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می‏داد تا بدین‏گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوبتری از نظر جسمی و روحی برای شب‏زنده‏داری داشته باشند. او به حدی در این کار جدی و قاطع بود که نمی‏گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می‏فرمود:محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; گویا فاطمه(س) می‏خواهد از دوران کودکی در قلب پاک فرزندان خود جمال خدا را به تجلی و جان و زبانشان را به حلاوت و شیرینی عبادت آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان دهد تا در جوانی جذب جلوه‏های دروغین نشوند. این روش تربیتی فاطمه(س) به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم(ع) نیز به چشم می‏خورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از جمله امام صادق(ع) فرمودند: زمانی که کودک به سن شش سالگی رسید او را به نماز و چنانچه تحمل گرفتن &lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/Archive/Occasions/2005/10/11/13568.html&quot;&gt;روزه&lt;/A&gt; داشت، او را به انجام آن وادار نمایید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در همین راستا است که امام صادق(ع) می‏فرماید:وقتی که بچه هفت ساله شد به او بگویید دست و صورت خود را بشوید و نماز بخواند، اما وقتی به سن نه سالگی رسید باید وضوی درست و کامل را به او بیاموزید و سفارش مؤکد کنید تا نماز بخواند و در صورت ضرورت می‏توانید او را با تنبیه به نماز وادارید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر خانواده در بعد پرستش فرزند مراقبت کند و در پایه‏گذاری شخصیت کودک تلاش نموده و حس دینی او را تقویت نماید، ثمره آن در جوانی نصیب کل جامعه اسلامی می‏شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مسابقه و رقابتهای سازنده&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روبه‏رو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم نمودن امکان رقابت برای آنها موجب اعتماد به نفس آنان می‏شود. اعتماد به نفس که نقطه ی مقابل حس حقارت و خودکم‏بینی است، به قدری ارزشمند و سرنوشت‏ساز است که اولیای کودک باید به هر قیمتی که شده این حس را در کودک خود به وجود آورند، چرا که در غیر این صورت، کودکِ دلبند خود را بدون هرگونه سلاح به میدان نبردی فرستاده‏اند که قدرتمندان زیادی در این میدان به زمین خورده‏اند. به نوشته بعضی از روان‏شناسان، یکی از عمده‏ترین اهداف در تربیت کودکان، ایجاد نوعی احساس واقعی اعتماد به نفس است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به شهادت تاریخ، فرزندان حضرت فاطمه(س) هرگز تسلیم باطل و مرعوب زور نشدند، و در تمام مراحل زندگی فردی و اجتماعی، بزرگواری، عزت نفس و کمالات انسانی خود را حفظ کردند و این موفقیت، ریشه در اعتمادی داشت که در دوران طفولیت نسبت به خود پیدا کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;رعایت عدل و انصاف در باره ی کودکان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رفتار هماهنگ و عادلانه و بذل محبت و توجه به طور مساوی به فرزندان، اصل سازنده‏ای است که تا اعماق وجود کودک، اثر می‏گذارد. در برخی از روایات معصومین(ع)، سفارش شده است که پدر و مادر از تبعیض و عدم رعایت انصاف، پرهیز کنند، بلکه عدالت و به یک چشم نگریستن را سرلوحه رفتار خانوادگی خود قرار بدهند. پدر و مادر نباید در مواقعی مانند خرید لباس، هدیه و پاسخ سلام، روح کودک را با مراعات نکردن انصاف، آزار دهند. ناگفته نماند، اینکه پدر یا مادر به یکی از فرزندان خود، علاقه ی ویژه و بخصوصی داشته باشد، تا حدودی طبیعی است و شاید خارج از اراده ی آنها باشد، اما نکته مهم و اساسی این است که نباید این علاقه ویژه در رفتار و عملکرد پدر و مادر تأثیر گذارد، به گونه‏ای که سایرین، متوجه این علاقه و ارتباط ویژه شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; نمونه‏هایی در زندگی خانوادگی حضرت زهرا(س) دیده می‏شود که نشانگر توجه و دقت نسبت به این موضوع مهم می‏باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزی امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد، از پیامبر تقاضای آب نمود، رسول خدا(ص) بی‏درنگ برخاسته و ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود، مقداری شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. در این هنگام امام حسین(ع) خواست تا ظرف شیر را از برادرش بگیرد، اما پیامبر به حمایت از امام حسن مانع گرفتن ظرف از امام حسن(ع) شد. فاطمه زهرا(س) که شاهد این ماجرا بود، به پیامبر گفت: گویا حسن(ع) برای شما عزیزتر از حسین(ع) است. پیامبر فرمود: نه، هر دو برایم عزیز و محبوبند، ولی چون اول حسن(ع)، تقاضای آب کرد، او را مقدم داشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; این حادثه کوتاه ولی پراهمیت تاریخی به ما می‏آموزد که حضرت زهرا(س) هنگامی که احساس می‏کند که تبعیضی در کار است، بی‏درنگ واکنش نشان می‏دهد، و با توضیحاتی که از پدرش می‏شنود، متقاعد می‏گردد که تبعیضی در کار نیست. به هر حال، اهتمام فاطمه زهرا(س) به عدم تبعیض بین کودکان، قابل توجه و تأمل است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به امید روزی که تمام مادران جامعه اسلامی ما به حضرت فاطمه(س) اقتدا کنند و جوانان ما از فرزندان فاطمه و علی علیهماالسلام درس زندگی بیاموزند و به امید روزی که مردم نسبت به خاندان وحی و رسالت، چنان معرفتی پیدا کنند که در تمام امور، شیوه و روش آنها را سرمشق خود قرار دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 06:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amireman&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>amireman</dc:creator>
<guid>http://amireman.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
